علی(مدیر وب اتنه فقیه نصیری) مرسسسسسسسسی
نفرت در سایه عشق می روید و از فقدان عشق می گوید
نفرت با عشق متولد می شود
و درعشق غرق میگردد
دربلوغ نفرت است که عشق به کهولت می رسد.
نفرت در طنین صدای گرم عشق گم می شود
و درانعکاس شوم نفرت است که عشق
نفرت با عشق متولد می شود
و درعشق غرق میگردد
دربلوغ نفرت است که عشق به کهولت می رسد.
نفرت در طنین صدای گرم عشق گم می شود
و درانعکاس شوم نفرت است که عشق
به سکون و سکوت می رسد.
نفرت سایه به سایه- گام در گام –
دست در دست –نفس در نفس
همراه عشق می آید در آغوش عشق بارورمیگردد
ودر یک غروب غم انگیز در مرگ عشق طلوع میکند.
درسیاهی شبهای غرور
هم آغوشی شوم عشق و نفرت و تولد کودک تنهایی
و فریاداعتراض این کودک درگهواره رسوایی
وهر روز درحقارت احساس و هجوم سایه غرور
و در حصار خودخواهی
آدمها به بهانه دست نوشته های سرنوشت
این غم انگیزکهنه داستان هستی را به تکرار میخوانند
و نهایت عشق رابه نفرت می رسانند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز
مگر از شوق زياد......
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........
و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........
عاشق آنكه تو را مي خواهد.......
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد.........
و ترا دوست بدارد به همان اندازه، كه دلت مي خواهد
+نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت16:24توسط فائزه |


